تبليغاتX
̀ө Ў Ә Š Ħ ő Ţ

قالب پرشین بلاگ


̀ө Ў Ә Š Ħ ő Ţ

اولین روز دبستان بازگرد
کودکی ها شاد و خندان بازگرد
درسهای سال اول ساده بود آب را بابا به سارا داده بود
درس مهمانی کوکب خانم است سفره پر از بوی نان گندم است
با وجود سوز و سرمای شدید ریز علی پیراهن از تن می درید
پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفترهامان به رنگ کاه بود
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش می شد باز کوچک میشدیم

لااقل یک روز کودک میشدیم

ای دبستانی ترین احساس من

باز گرد این مشق ها را خط بزن ...


[ جمعه 29 مهر1390 ] [ 11:1 AM ] [ M ]


آدمهای ساده را دوست دارم.
همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند.
 همان ها که برای همه لبخند دارند.
 همان ها که همیشه هستند، برای همه هستند.
آدمهای ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعتها تماشا کرد؛
عمرشان کوتاه است.
بسکه هر کسی از راه می رسد یا ازشان سوءاستفاده می کند یا زمینشان میزند یا درس ساده نبودن بهشان می دهد.
آدم های ساده را دوست دارم.
بوی ناب “آدم”می دهند.

[ دوشنبه 19 اردیبهشت1390 ] [ 2:24 PM ] [ M ]


 این چه رازیه ، که اگه اون عروسک رو دست یکی دیگه هم ببینه بازم دوسش داره ، بازم میخواد بغلش کنه ، نازش کنه ، ببوسش ... یعنی چی ، چه سادست ، خیلی احمقه مگه نه ؟ حتی وقتی میدونه فقط چند لحظست !

چند سال بود ، من میگم یه عمر ،  تو بگو چند سال ، شاید دو سال شاید سه سال ... چه فرقی می کنه برا اون !؟ آره چند سال بود که هر روز تو راه رفتو برگشتش به مدرسه ، کوچولوی ما لحظاتی رو جلوی ویترین مغازه محلشون وایمیستاد و به عروسک پشت ویترین خیره می شد ، باهاش حرف میزد ، درد دل می کرد ... حتی بی اعتنایی های عروسک ذره ای از علاقشو کم نکرد ... هیچوقت ...

 کوچولو هروقت میرفت پیش صاحب مغازه و درمورد عروسک پشت ویترین ازش سوال می کرد ، صاحب مغازه با لبخند بهش می گفت : عزیزم برو با بزرگترت بیا ، کوچولو هم لبخندشو جواب میدادو زود از مغازه می رفت بیرون ... بهش قول داده بود همین روزاست که بیادو ببرش ، وقتی پولای عیدیشو جمع کنه و با قولی که باباش بهش داده که اگه شاگرد اول بشه هرچی که دوس داره براش میگیره ... میادو میبرش ... همه ی زحمتشو برا رسیدن به اون عروسک داشت می کشید ، اون عروسک شده بود همه ی رویاهاش ...

اون نگاههای حسرت آمیز ، پرتمنا ، و لبریز از آرزو ... هر روز ادامه داشت ، اما اون عروسک هیچوقت نگاهشو جواب نداد ...!

تا اینکه یه روز که از راه مدرسه برمیگشت ، خبری از عروسک پشت ویترین نبود ، کوچولو سراسیمه وارد مغازه شد و از صاحب مغازه پرسید عروسکم کو ؟ کجا گذاشتیش ؟

صاحب مغازه با لبخند به کوچولو گفت : یکی از دوستات اومدو بردش !

کوچولو پرسید : چـــــی ؟کـــــی ؟ کی اومد ؟ الآن کجاست ؟

صاحب مغازه دوباره با لبخند گفت : عزیزم اهل اینجا نبودن ، فکر کنم سوغات خریدن !

کوچولو سرشو انداخت پایین ، بغض کرد ، من که دوست داشتم من که قول داده بودم بهت ... من که هرروز میومدم پیشت ... باهات درد دل می کردم بهت رازهامو می گفتم ...حالا یه غریبه از راه رسیدو باهاش رفتی ...؟! و درحالی که چشماش پر اشک بود و لباش از شدت بغض می لرزید گفت : ولی هرجا هستی مراقب خودت باش ... ! ! !

حالا دیگه کوچولوی قصه ما جلوی ویترین هیچ مغازه ای واینمیسته !

کوچولو نمیدونست عروسک قصه ما هیچی نداشت ،نه چشم نه گوش نه دل ، نه احساس ... اون فقط یه اتیکت داشت !

 

زمان به من اموخت : که دست دادن معني رفاقت نيست ،

بوسيدن قول ماندن نيست ،

و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست ...


(عروسک توی ویترین نوشته M - پاییز ۸۹)

[ یکشنبه 19 دی1389 ] [ 0:29 AM ] [ M ]
 

می خوردن و شادبودن آیین من است             فارغ بودن زکفر و دین ، دین من است

گفتم به عروس دهر کابین تو  چیست             گفتا  دل  خــرم تو ، کابین  من  است

 

حکیم غیاث‌الدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خیام نیشابوری (زادهٔ ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ خورشیدی - درگذشته ۱۲ آذر ۵۱۰ خورشیدی) که به خیامی و خیام نیشابوری و خیامی النیسابوری هم نامیده شده‌است، از ریاضی‌دانان، ستاره‌شناسان و شاعران بنام ایران در دورهٔ سلجوقی است. گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی او است و حجةالحق لقب داشته است؛ ولی آوازهٔ وی بیشتر به واسطهٔ نگارش رباعیاتش است که شهرت جهانی دارد. افزون بر آنکه رباعیات خیام را به اغلب زبان‌های زنده ترجمه نموده‌اند، ادوارد فیتزجرالد رباعیات او را به زبان انگلیسی ترجمه کرده‌است که مایهٔ شهرت بیشتر وی در مغرب‌زمین گردیده‌است.

یکی از برجسته‌ترین کارهای وی را می‌توان اصلاح گاهشماری ایران در زمان وزارت خواجه نظام‌الملک، که در دورهٔ سلطنت ملک‌شاه سلجوقی (۴۲۶-۵۹۰ هجری قمری) بود، دانست. وی در ریاضیات، علوم ادبی، دینی و تاریخی استاد بود. نقش خیام در حل معادلات درجه سوم و مطالعات‌اش دربارهٔ اصل پنجم اقلیدس نام او را به عنوان ریاضی‌دانی برجسته در تاریخ علم ثبت کرده‌است.

شماری از تذکره نویسان، خیام را شاگرد ابن سینا و شماری نیز وی را شاگرد امام موفق نیشابوری خوانده‌اند. هر چند قول مبنی بر این که خیام شاگرد ابن سینا بوده‌است، بسیار بعید می‌نماید. چون از لحاظ زمانی با هم تفاوت زیادی داشته‌اند. خیام در جایی ابن سینا را استاد خود می‌داند اما این استادی ابن سینا، جنبهٔ معنوی دارد.

همچنین از وی هم‌اکنون بیش از ۱۰۰ رباعی برجای مانده‌است.

عمر خیام در سده پنجم هجری در نیشابور زاده شد. فقه را در میانسالی در محضر امام موفق نیشابوری آموخت؛ حدیث، تفسیر، فلسفه، حکمت و ستاره‌شناسی را فراگرفت. برخی نوشته‌اند که او فلسفه را مستقیماً از زبان یونانی فرا گرفته بود.

دانلود فایل PDF رباعیات خیام

سایت معرفی حکیم عمر خیام به زبان انگلیسی

صفحه حکیم عمرخیام در Wikipedia


«رباعیات خیام» یکی از آثار به‌ یادماندنی استاد شجریان است که با همکاری شاعر و گوینده‌ی بزرگ کشورمان احمد شاملو آفریده شده. این تنها آلبومی ست که احمد شاملو با یک خواننده در یک کاست همکاری داشته است.

اثری با همکاری فریدون شهبازیان، محمد رضا شجریان و احمد شاملو. اشعار از خیام با آهنگسازی فریدون شهباریان ، آواز محمد رضا شجریان و رباعی خوانی احمد شاملو. از نگاه من کار خیلی خوبی هست البته کیفیت رکورد خیلی بالا نیست اما مهم اینه که شنیدن این اثر باعث میشه کیفیت رکورد رو فراموش کنم. موسیقی ملایم و آرام جریان داره و تلفیق ساز و آواز بهمراه صدای شاملو بخوبی از پس انتقال حال و هوای شعر خیام برمیاد. شجریان مهارت زیادی در انتقال حس و حال یک قطعه ادبی با استفاده از هنرش داره و تقریبا ایراد گرفتن از استاد در این مورد کار سختی هست. آلبوم ها رو در سه حالت میشه شنید. یکی وقتی که داریم سیستم تست میکنیم و فقط رکورد صدا باید خوب باشه در نتیجه در این حالت فقط کیفیت صدای رکورد یا کیفیت سیستم مورد توجه قرار میگیره. اکثر اوقات ما به موسیقی گوش میدیم و از صدا لذت میبریم و خیلی توجهی به اشعار نداریم مثل اکثر آلبوم های پاپ. مواقعی هم هست که مفاهیمی که از طریق اشعار به ما منتقل میشه روی ما اثر گذاره و غیر از موسیقی، ادبیات هم به ایجاد یک حس خوب کمک میکنه. کمتر آلبومی هرسه فاکتور رو با هم داره یعنی هم رکورد خوبی داشته باشه ، هم موسیقی اون شنیدنی باشه و هم معنای اشعار بر روی ما تاثیر بگذاره. این آلبوم کیفیت رکورد متوسطی داره اما دو عامل موسیقی و شعرش خیلی عالیه. بنظر من خیام اشعار جالبی داره :

این کوزه چو من عاشق زاری بـوده است
در بـند ســــر زلـــف نــگاری بــــوده اسـت
ایــن دســته کـه بر گــــردن او مـی بــیـنی
دستی است که بر گردن یاری بوده است

قومـــی مـــتــفــکـــرنــد انــــدر ره دیـــــن
قومی به گــمـــان فــتــاده در راه یــقـیــن
می تـــرســم ازآنـــکــه بـانـــگ آیــد روزی
کای بـیــخـبــران راه نـــه آنـســت نــه این

از آمــــدنــــم نــــبــــود گــــردون را ســـود
وز رفــتـــن مــن جـــاه و جــلالـش نــفـزود
وز هـیـچـکسـی نـیـز دو گوشـم نــشـنـود
کایـن آمـدن و رفــتـنـم از بــهـر چــــه بــود

هنــگام سـپــیــده دم خــــروس ســحـری
دانـی که چـرا هـمی کنـــد نوحـــه گــــری
یــعنــی که نـمـودنــد در آیــــیـــنـه صـبـــح
کز عمر شبی گــذشـت و تـو بــی خـبـری

    دانلود آلبوم :

 

 

دانلود مستند حکیم عمر خیام از ساخته های شبکه جهانی  BBC


http://rapidshare.com/files/303410616/The.Genius.of.Omar.Khayyam.part1.rar

http://rapidshare.com/files/303418303/The.Genius.of.Omar.Khayyam.part2.rar
 
http://rapidshare.com/files/303422878/The.Genius.of.Omar.Khayyam.part3.rar



ادامه مطلب
[ جمعه 22 مرداد1389 ] [ 2:48 PM ] [ M ]

گُرگان شهری واقع در استان گلستان در شمال کشور ایران است. این شهر مرکز استان گلستان است. گرگان کنونی تا سال ۱۳۱۶ «اَستَرآباد» نام داشت. گرگان قدیم که به عربی جرجان خوانده می‌شد شهری آباد و مهم بود که در نزدیکی گنبد کاووس امروزین قرار داشت.

 

   


    به ادامه مطلب بروید ...

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 20 خرداد1389 ] [ 12:33 PM ] [ M ]

میدونی اسم همراه همیشگی ما که همیشه ازش غافلیم چیه ؟! ... م ر گ ...


 

خدا از هرچه پنداری جدا باشد خدا هرگز نمی خواهد خدا باشد

 

نمی خواهد خدا بازیچه ی دست شما باشد

 

 که او هرگز نمی خواهد چنین آیینه ی وحشت نما باشد

 

 هراس از وی ندارم من هراسی زین اندیشه ها در پی ندارم من

 

خدایا بیم از آن دارم مبادا رهگذاری را بیازارم

 

نه جنگی با کسی دارم نه کس با من

 

بگو موسی بگو موسی پریشانتر تویی یا من ؟

 

نه از افسانه می ترسم نه ازشیطان نه از کفر و نه از ایمان نه از دوزخ نه از حرمان نه از فردا نه از مردن نه از پیمانه می خوردن ...

 

خدا را می شناسم از شما بهتر

 

شما را از خدا بهتر

 

خدا را می شناسم من ...

 تنها چیزی که این روزها بیشتر از همیشه برام ملموس و مشهود بوده گذر زمانه ... طبیعت داره بیرحمانه کار خودشو می کنه و برای کاراش از هیچ کدوم از ما هم اجازه نمیگیره , و مرگ نزدیکترین حق طبیعی ماست که سایه وار همراه ماست و ما همیشه ازو غافل ...  هنوزم نمیتونم رفتنشو باور کنم , اصلا نمیتونم ... جای خالی بعضی چیزارو هیچ چیزی نمیتونه پر کنه مثل جای خالی تو ... چقدر خوب بودی ... !

هیچوقت از خدا نترس ... ! شاید خدای تو ترسناک باشه اما خدای من ترسناک نیست ... خدا خالق عشقه خالق سکوت , اشک , تپش قلب ... بوسه  ! برای رسیدن به خدا نه لازمه کسیو بکشی نه لازمه خون خودتو بریزی فقط لازمه انسان باشی ! که سخت ترین کاره ...چه خوب میشد اگه هر انسانی تو این مدتی که با جبر قراره توی این دنیا زندگی کنه بتونه یه زندگی همراه با آرامش داشته باشه , تعریف زندگی برای من یعنی آرامش , کاش همه ی انسانها به فکر آرامش و خوشبختی نوع بشر بودن , کاش فکر آزاد بود تا جایی که میخواد پرواز کنه , کاش همه مثل خیام بودیم :" فارغ بودن ز کفرو دین , دین منست " ... کاش ماه رو به شبهای تار نمیدادن ! اه و بسه دیگه هی کاش کاش کاش همه ی زندگی ما شده همین خوب حالا که همهی این اتفاقای بد افتاده تکلیف چیه ؟ یکی گفت خوب معلومه باید زندگی کنیم ...

تفاوت آدمها توی نگاهشون به دنیاست توی طرز فکرشونه هرچند جامعه و خانواده ی ما چیزهایی هستن که شخصیت و نگاه مارو پایه ریزی می کنن و ما هیچ غلطی هم نمیتونیم بکنیم توی تغییر اون ( البته 1% میتونیم... ) ... الان بیشتر از همیشه این حرف قشنگ سهراب رو میفهمم که چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید ... برای همینه که من همای و ترانه هاشو خیلی دوس دارم ...

آخه چی چی شد که اینطوری شد ؟ ... ابتدا بشر بود , کم کم دارای یه آرمانهایی شد : عشق , آزادی , آرامش , خوشبختی , قدرت ... سرانجام بشر یا همون حیوان متکر و سخنگو فرمانروای طبیعت شد اما احساس یک کمبود ! جستجوی خدا , جستجوی یه قدرت برتر ! رسیدن به بن بست , جستجوی کمبودها و ناکامی ها در جهانی دیگر ... جستجوی خیر و شر و ناکامی در یافتن آن , سپس خلق آن , و جنگ و خونریزی برای خیر و شر ... فراموش کردن زندگی و دنیا و هدف ... آخه چرا اینطوری شد ؟

یعنی هدف زندگی ما همش همین بوده ؟! بعیید میدونم  .... شما چی ؟ ما چقدر غافلیم ! و بشر روزی خود را نه تحسین که نفرین خواهد کرد برای خلق خدا !میتونی حس یه زندونیو تصور کنی وقتی بعد 50 سال محکومیت آزاد میشه ؟ چند روز پیش یه فیلمی دیدم که خیلی روم تاثیرگذاشت یکی از معروفترین و بهترین فیلمهای تاریخ سینما..."The Shawshank Redemption "... توصیه می کنم این فیلم رو ببینین من لینک دانلودش رو براتون میذارم زیرنویسشم میتونم براتون میل کنم ...

 آزادی رو خودمون غل و زنجیرش کردیم اما کلیدشو چیکار کردیم ! گم شد ؟ واقعا ؟

ما محکوم شدیم به زندگی توی این دنیا ... پس بیاین زندگی کنیم !

بعضی وقتها انگار باید واقعا یه چیزی رو از دست بدیم تا قدرشو بدونیم ...

توی این دنیا تنها چیزی که برای من برهانی برای اثبات وجود خدا بود , عشق بود ... البته نه خدایی که پشت ابراست ... یا خدایی که تو یه لونه زندگی می کنه !

میدونی تنها چیزی که به این زندگی و تلاش منو تو ارزش میده و اونو معنی دار می کنه عشقه و امید به پیروزی ...


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 5 اسفند1388 ] [ 7:53 PM ] [ M ]

وقتی که داشت تیکه های شکسته تنگ بلورو جمع می کرد که بریزتشون توی سطل آشغام آروم زیر لب می گفت "اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد" راس میگفت ... توی مرگ پروانه شمع هیچ جرمی نداره تا بوده همین بوده نه میشه به پروانه ایراد گرفت که برای رسیدن به نور حاضره خودشو به کشتن بده نه به خوکی که توی لجن و گلو لای زندگی می کنه و سالی ۱۲ تا بچه میاره چون تنظیم خانواده پاس نکرده , خوشیهای ما آدمها هم با هم فرق داره  ... مگه نه ؟ رسم این دنیا اینه ... آدمها با هم فرق می کنن فکراشون زندگیاشون عشقاشون اعتقاداتشون انتخاباشون نگاهشون ... دنیا دنیای تازه به دوران رسیده هاست پس همه باهم " تازه به دوران رسیده ها دورانتون مبارک "! (اون عقبیا دست نمیزننا) ...

زمونه چه بازیهایی که با دل ما نکرد تو رو نمیگما خودمو میگم , دنیای عجیبی داریم بعضی ها به عشقشون میرسن بعضی ها هم به عشق یکی دیگه میرسن ! بعضی ها هم عشق چیه ؟ به همه میرسن ! جالبه نه ؟ خندت گرفت ؟ ...

خوب دیگه خنده بسه , میدونی مثل همه که نه مثل بعضی از پسرا که میرن خدمت سربازی و نزدیک به ۲ سال از عمرشونو شاید بهترین ۲سال عمرشونو تو خدمت سربازی سپری می کنن حالا این توفیق اجباری نصیب منم شده ... خوب دیگه میگن روزگار پستیو بلندی داره کاش زنده باشیم بلندیاشم ببینیم ! ... برا من ارزش آدمها بستگی به فکرها و اعتقاداتی داره که تو سرشون میگذره نه بیشتر نه کمتر اما برای تو ... نمیدونم , ولی میدونی مهمم نیست . بعضی آدمها ظاهر خوشتیپی دارن بعضی ها دل خوشتیپ اما چیزی که مهمه این وسط اینه که همه ی آدمها عقلشون به چشمشونه ... تو همین دنیای کثافت , تو این کوچه پس کوچه های این شهری که بوی بوی تعفن خیانتو نامردی و دورویی به مشام میرسه تو یکی از همین شبهایی که همشون مثل همن یه پیرمرد کولی ژنده پوشی رو دیدم که زیر لب زمزمه می کرد " آه هستی جز تمنای تو نیست آه لذت جز تماشای تو نیست یک نفس دور از تو باشم مرده ام زندگی جز مرگ در پای تو نیست " قربون دل باصفات پیرمرد کاش دست من بود تا همه ی این خوکهای تازه به دوران رسیده رو فدای یه نفس گرم تو می کردم ...

اما بیخیال  , ما با همین دلمون چه سوخته چه ساخته ... خوشیم ...!

دیگه رسیدیم به ته خط شایدم نقطه سر خط ... ! این دو سال هم تموم میشه , ۲ سال صبر کردن ارزش یه عمر زندگی رو داشت ... مگه نه ؟

همیشه آخرش به این جمله شگفت انگیز جورج اورول تو کتاب بی نظیر "قلعه حیوانات" میرسم که میگه :

" همه ی حیوانات با هم برابرند اما بعضی برابرترند "

 

[ پنجشنبه 26 آذر1388 ] [ 12:44 PM ] [ M ]

 

...

بايد انداختش دور

يهو ,   د لش شكست !

خوب خيلي حساس بود و ظريف ,

 شكسنشم كه به هيچ دردي نميخوره , پس ...

بيچاره نميدونست كه نبايد به وجود ماهي قرمز كوچولو كنار خودش عادت كنه ...!

( بعد از روزهاي خوش عيد از روي يه رسم قديمي ماهيهاي قرمز رو ميبرن و تو رودخونه يا دريا آزاد مي كنن ... تا آزاد باشنو برن دنبال زندگي و سرنوشتشون ... )

(اما هیچ کسی نفهمید که ...) تنگ بلوريو كوچيك ما ,  دلش برا ماهي قرمزو كوچولوش تنگ شده بود !

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه 10 آذر1388 ] [ 10:22 PM ] [ M ]

ببار ای بارون ببار


   با دلُم گریه كن، خون ببار


          در شبای تیره چون زلف یار


              بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون



                                      دلا خون شو خون ببار


                                        بر كوه و دشت و هامون ببار 

                                                  به سرخی لبای سرخ یار


                                                           به یاد عاشقای این دیار


                                                                به داغ عاشقای بی مزار

                                                                                     ای بارون

                                                    ببار ای بارون ببار


                               ببار ای ابر بهار


                                        با دلُم به هوای زلف یار


                                     داد و بیداد از این روزگار


                                ماهُ دادن به شبهای تار

 

 

شعر : زنده یاد فریدون مشیری

دانلود تصنیف بوی باران با صدای استاد شجریان در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ جمعه 22 آبان1388 ] [ 10:5 PM ] [ M ]

  • عقل : تو اين شرايط اين كار تو اصلا منطقي نيست ...(معمولا عقل اينو ميگه ... طبق آمار)
  • دل : آخه من  تنهام ... (مختصر اما سوزناك)
  • چشم : بذار اول خوب ببينمش پيش دوستام يوقت ضايع ميشم ...(ظاهرش خيلي مهمه)
  • حرص و طمع : بايد اول ببينم وضع مالي خانوادش چطوره ...(اگه پولدار باشه پس خوبه)
  • نياز جنسي : همتون خفه شيد اولويت اينجا با منه منم ميگم همين خوبه ... حالا اگرم خوب نبود دنيا كه به آخر نرسيده دو روز ديگه يكي ديگه ...! (فقط  ﺴﮐ...)

اين بحث و جدلهاييه كه ممكنه برا هر كسي وقتي كه ميخواد با يه جنس مخالف رابطه برقار كنه بوجود بياد ... نميدونم خوب تو ذات هر انساني يكي از اين بالايي ها حرف اولو ميزنه . نگید که اینطور نیست چون در اینصورت باید بگم که شما یه دروغکو بیش نیستید . دنیای عجیبی داریم شاید هم روال طبیعی زندگی همین باشه ... کثافت و چاپلوسی و شهوت حرص و طمع از سر و روش میباره . جایی دوری هم نمیخواد برید ادمهای این دنیا منو تو هستیم کسی از مریخ یا سیاره های دیگه اینجا رو به لجن نکشیده ... همه ي ما بت پرست شديم هر كدوم از ما بنده يچيزيه ... بيخيال حالا ادامه بحث خودمون :

خوب همه ی ما جزو یکی از این گروه ها هستیم نگید که نیستید و حالا طبق تحقيقاتي كه كارشناسهاي ما انجام دادن :

از کسانی که جزو گروه اول بودن ...  یعنی  كساني كه به حرف عقلشون گوش دادن اكثرا ضرر نكردن هرچند سود چنداني هم نديدن ...  

اما آمار وحشتناك از كساني كه به حرف دلشون گوش دادن ... ...كساني كه جزو اين گروه بودن طبق آمار حدود ۴۵.۸۲% منجر به مرگ هاي ناگوار شده كه اينجا از تشريح چگونگي اين نوع مرگ ها معذوريم ... !  ۲۳.۹۴% آوارگي خونه و كاشانه بوده . حدود ۹.۹۹% يعني حدود ده درصد منجر به رفتن به كما.  ۴.۸۴% منجر به ديوانگي.  ۴.۲۸% منجر به قطع عضو ( بي دل شدن).  ۳.۷۵%  تغيير مسير زندگي يعني پيوستن به گروه هاي ديگه.  ۳.۱۱% فراموشي.  ۳% خلافكار.......... و هنوز از عاقبت بقيه افراد اين گروه اطلاعي در دست نيست ...  هرچند حدود ۱٪ گزارش خوشبخت شدن هم گزارش شده که البته از منابع مطمئنی بنوده ...!

از گروهي كه به حرف چشمشون عمل كرده بودن ۹۹.۶۷% پشيموني گزارش شده و حتی بعضي منابع خبري گزارش دادن كه افراد اين گروه به گ... خوردن افتادن !

و گروه حرص و طمع ... هرچند آمار موفقيت اين گروه به نسبت خوب بوده (نزديك به  ۵۰%) اما تقريبا  به نسبت مساوي هم  بيماريهاي اعصاب و روان و سكته هاي قلبي و مغزي و راطه هاي مخفي زن و مرد رو هم گزارش داده شده ...

و اما گروه آخر ... (فقط  ﺴﮐ...) هنوز هيچ گزارشي مبني بر وجود ضرر و زيان مالي و جاني براي كساني كه جزو اين گروه بودن گزارش نشده ... البته  آمار متناقضي هم وجود داره كه بعضي منبع هاي خبري تا ۱% ضرر و زيان رو گزارش دادن …

خوب البته سرشت و ذات آدمها رو نميشه تغيير داد ... هنوز هم برام جاي سواله كه چرا بعضي ها تو اين زمينه تلاش مي كنن و به نتيجه كارشون اميد دارن ! يه چند بيت شعر رو يادمه البته هنوز معلوم نيست كه از فردوسي بزرگ هست يا از ابوشكر بلخي خيلي جالبه ميگه :

درختی که تلخ‌است وی‌را سرشت / گرش برنشانی به باغ بهشت / ور از جوی خلدش به هنگام آب / به بیخ انگبین ریزی و شهد ناب /  سرانجام گوهر به کارآورد / همان میوهٔ تلخ بارآورد

ولي يه گروه ديگه اي هم اين وسط هستن كه هيچ چيزي براشون مهم نيست يا بقول بعضي ها تو هيچ خطي نيستن ... فقط  دارن قوانين زنده بودن رو رعايت مي كنن يعني غذا ميخورن و ميخوابن شايد كار هم بكنن ... نه اهل دلن نه شهوت و پول و عقل و چيز ديگه اي ... باني اكثر رابطه هاي اين گروه كس ديگه اي غير از خود فرده ... اونم از روی دلسوزی نه حس مسئولیت یا وظیفه درمورد اين گروه نميخوام حرفي بزنم هرطور راحتين ! ... بعضی ها هم ترکیبی از چند مورد بالا با هم هستن ... ولی خوب هیچکس دیگه خودشو نمیتونه گول بزنه (البته داشتیم بعضی ها تو این زمینه هم به موفقیت های بزرگی دست پیدا کردن) هرکدوم از ما تو یکی از این گروه ها قرار می گیریم .

آه اما امان از دل ... امان از دل ... امان از دل عاشق ...

چرا بيخودي تعارف كنم نميتونم بگم همه اعضاي اين گروه ها برا من قابل احترامن ...بیخیال فقط خودتونو گول نزنین خداییش شما تو انتخاب یه دوست یه همسفر یه همراه چه چیزی بیشتر براتون اهمیت داره ؟ ... ها ؟ يعني اولويت براتون چي بوده يا هست ؟ حالا شما جزو کدوم دسته هستین ؟

●●●◄   ... نظر همرو ديدم اما هيچ كدوم تقريبا اون چيزي كه منظور من بود , نبود ... بعي ها تركيبي از چند مورد با هم رو ميگن بعضي ها موارد جديد ميارن بعضي ها خودشونو گول ميزنن ... بعضي ها هم ... بيخيال ...

بين اين 5 موردي كه بالا آورده بودم يكيش اون ته ته وجود ما و شخصيت ما داراي اولويت نگيد عقل و دل ... نگيد چشم و دل ... و ... اون اولويت رو بگيد ميدونين اينطوري بگم بهتره ... فكر كنيد تست داريد ميزنيد ...

اولويت براي شما كدومه ...؟ اون ته وجود و شخصيت شما اولويت با كدوم ايناست ؟


ادامه مطلب
[ شنبه 25 مهر1388 ] [ 3:35 PM ] [ M ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

┘◄ فا صله ساقه تا شكوفه
فاصله خيال تو
با من
فريادي است
كه با مرگ خاموش مي شود •
• بانو • كيكاووس ياكيده •